انتخابات

نتایج انتخابات اولین ریاست جمهوری ایران

دی ۲, ۱۳۹۵ در ۶:۰۲ ب.ظ توسط

مقدمات برگزاری انتخابات

پس از انجام انتخابات همه پرسی قانون اساسی در تاریخ ۱۲/۱/۱۳۵۸، گام های بعدی در راستای اجرای قانون اساسی برداشته شد. از مهمترین این گام ها برگزاری انتخابات دو نهاد ریاست جمهوری و قانون­گذاری (مجلس) بود. انتخابات ریاست جمهوری در اولویت قرار گرفت و شورای انقلاب ۲۸آذر سال ۱۳۵۸ قانون انتخابات ریاست جمهوری را شامل ۳۷ ماده تصویب کرد و تاریخ برگزاری آن را ۵/۱۱/۵۸ اعلام کرد. حسن حبیبی سخنگوی شورای انقلاب ضمن اعلام مطالب فوق گفت:«از شرایط انتخاب کنندگان تبعه ایران بودن و داشتن ۱۶ سال تمام می باشد. نامزدها باید تا پایان وقت ادارای ۸/۱۰/۵۸ خود را به وزارت کشور معرفی و مدارکشان را تحویل دهند».متن نهایی انتخابات ریاست جمهوری سرانجام با ۳۳ ماده روز اول دی­ماه سال ۱۳۵۸ به تصویب رسید.

کاندیدهای انتخابات

حوادث نخستین انتخابات ریاست جمهوری به شکلی پیش رفت که در واقع رقبای جدی بنی صدر کنار رفتند و بنی صدر در انتخاباتی پیروز شد که رقابتی تمام عیار محسوب نمی شد. تا نهم دی ماه ۵۸ تعداد ۱۲۰ نفر برای نامزدی ریاست جمهوری اعلام آمادگی و ثبت نام کرده بودند. وزارت کشور بررسی صلاحیت نامزدها را از ۸ دی ماه ۵۸ آغاز کرد. روز ۲۲ دی ماه ۸۰ کاندید حذف شدند و۵ نفر انصراف دادند. با توجه به نظر امام که خواستار عدم دخالت روحانیون در کارهای اجرایی بود، افراد برجسته ای چون آیت الله بهشتی، حجت الاسلام باهنر، حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی، آیت الله خامنه ای و … از اعلام نامزدی خودداری کردند.

 

رقابت تشکل های سیاسی

در جریان انتخابات دوره اول ریاست جمهوری کاندیدای حزب جمهوری اسلامی به دلیل نفوذ حزب در میان مردم از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. پس از عدم حضور آیت الله بهشتی در انتخابات ، حزب جمهوری روی شخص خاصی اتفاق نظر نداشت. اما چهار نفر بیش از دیگران برای این منظور مد نظر بودند: عباس شیبانی، جلال الدین فارسی، سید کاظم بجنوردی و رضا اصفهانی. در شورای مرکزی حزب بحث راجع به انتخاب یکی از این چهار نفر برای نامزدی ریاست جمهوری آغاز شد. جلال الدین فارسی از جناح اکثریت راست حزب جمهوری و سید کاظم موسوی بجنوردی نیز از جناح اقلیت چپ حزب بود و مشخص بود که در شورای مرکزی اکثریت با جلال الدین فارسی خواهد بود، اما از همان زمان، ایت الله موسوی اردبیلی از اعضای مؤسس در این موضوع نیز با دیگرمؤسسین اختلاف نظر داشت، زیرا ایشان از همان ابتدا به جناح چپ حزب تمایلاتی داشت. این که ایشان چه کسی را مد نظر داشتند، معلوم نیست، لیکن وی با نامزدی جلال الدین فارسی که عضو مؤتلفه اسلامی و عضو جناح قدرتمند راست حزب به شمار می­رفت، مخالف بود. به هرحال در تاریخ ۹/۱۰/۵۸ روزنامه جمهوری اسلامی از احتمال نامزدی جلال الدین فارسی از سوی حزب جمهوری اسلامی خبر داد.

دو روز بعد آیت الله بهشتی رسماً وی را به عنوان نامزد حزب جمهوری اسلامی برای ریاست جمهوری دوره اول معرفی نمود و در جلسه­ای از طرف تمام اعضای حزب جمهوری اسلامی با وی بیعت کرد. جلال الدین فارسی هم برنامه کاری جدی و قاطعانه خود را این چنین بیان می­کند:« برانداختن نظام طبقاتی و تلاش برای رابطه ثروتمندها و توده گرسنه، انتقال ثروت به بخش­های محروم و عقب مانده و تبدیل ارتش به یک امت مسلح و تشکیل ارتش مقاومت، خارج کردن ارکان اجرایی از خدمت یک طبقه یا بخشی از جامعه و رسیدن به ملت خودگردان و خود مدیر، ایجاد دستگاه اجرائی متناسب با هدفهای انقلاب و قانون اساسی یعنی انقلاب اداری و سرکوبی تمام گروههایی که علیه انقلاب فعالیت مسلحانه می­کنند».

حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی به مردم توصیه کرد که جلال الدین فارسی را برای مسئولیت خطیر ریاست جمهوری انتخاب کنید. آیت الله خامنه­ای نیز تداوم انقلاب را وابسته به انتخاب فارسی می­دانست:«اگر فارسی انتخاب نشود انقلاب برای تداوم خود تضمینی ندارد».عده­ای از ائمه جمعه و روحانیون شهرستان­ها نیز از جمله آیت الله صدوقی و آیت الله مدنی از تبریز از فارسی حمایت کردند.

نهضت آزادی که بعد از جریان اسلامی، دومین نیروی سیاسی قدرتمند به شمار می­آمد، برای بقای جایگاه خود خواه ناخواه باید وارد میدان می­شد اما وقایع ۱۳ آبان ۵۸ و دستگیری امیر انتظام (عضو نهضت آزادی) به جرم جاسوسی برای آمریکا و عملکرد هشت ماهه دولت موقت که منتقدین زیادی داشت مانع از آن بودکه نهضت آزادی این ریسک بزرگ را انجام دهد و لیدر خود را بی دفاع وارد کارزار سهمگین انتخابات سازد. زیرا با شکست مهدی بازرگان قطعاً جایگاه نهضت آزادی تحت تأثیر قرار می­گرفت. با این همه بازرگان علیرغم مخالفت­های برخی اعضای نهضت آزادی با آن استدلالی که برای خودشان داشتند تصمیم می­گیرد وارد رقابت انتخابات شود، گویا حسن حبیبی همکار قدیمی نهضت آزادی و رئیس کنفدارسیون دانشجویان خارج از کشور  با زیرکی خاص و با استدلال­های خود بازرگان را متقاعد ساخت خود را کاندید ریاست جمهوری نکند. البته به نظر می­رسید در آن هنگام صلاح بازرگان در عدم شرکت در انتخابات باشد. دلیل اول این­که رقیب جدی و منتقدی چون حزب جمهوری اسلامی را در مقابل داشت و دوم او محبوبیت و حمایت مردمی ابوالحسن بنی صدر منتقد دیگر خود را نداشت.

گروههای کوچک دیگر هم برای خود کاندیدا معرفی نمودند، اما قبل از آن­که نامزدهای مورد نظر خود را اعلام کنند در یک اقدام شایان توجه و سؤال برانگیز خواهان پذیرش مقام ریاست جمهوری توسط امام شدند و پس از آن­که پاسخی دریافت نکردند، اقدام به معرفی نامزد انتخاباتی نمودند. حزب ملت ایران و سازمان مجاهدین خلق دو گروهی بودند که طی پیام­های جداگانه به امام این درخواست را مطرح کردند. از یک جهت احتمال داده می­شود که این دو گروه به علت عدم پذیرش مقام ولایت فقیه، این درخواست را با هدف تقلیل موقعیت رهبری و ولایت فقیه به ریاست جمهوری مطرح کردند. احتمال دیگر آن که آن­ها برای عدم دستیابی گروههای دیگر به مقام ریاست جمهوری و مقبولیت امام نزد همه گروهها این پیشنهاد را داده باشند. حزب ملت ایران داریوش فروهر، مجاهدین خلق، مسعود رجوی، جنبش آزادی­بخش مردم ایران (جاما) کاظم سامی، جبهه ملی خلیلی آذر و حزب کارگران سوسیالیست بابک زهرایی را به عنوان کاندیدا معرفی نمودند و عده­ای دیگر نیز به عنوان کاندیدای منفرد ثبت نام کردند. صادق خلخالی تنها روحانی ای بود که علیرغم نظر امام مبنی بر عدم شرکت روحانیون به عنوان کاندیدا خود را نامزد معرفی کرد ولی بعداً به نفع بنی صدر کناره گیری کرد.

حسن آیت از حزب جمهوری اسلامی، صادق قطب زاده از نهضت آزادی، محمد مکری، سید احمد مدنی و صادق طباطبایی (برادر زن سید احمد خمینی) نزدیک به نهضت آزادی، به طور منفرد وارد انتخابات شده بودند.

نهضت آزادی با آن که از هیچ یک از کاندیداها به طور رسمی حمایت نکرد، لیکن جناح تندروتر آن که  به جریان اسلامی نزدیک بود از حسن حبیبی حمایت نمود. برخی این جناح را جناح چپ نهضت آزادی معرفی نمودند اما در آن زمان  می­توان سه جناح متمایز در نهضت آزادی مشخص کرد. جناح تندرو (انقلابی)، جناح میانه رو و جناح لیبرال (راست) در آن هنگام در جناح تندرو افرادی چون حسن حبیبی، مصطفی چمران، محسن سازگارا، عباس شیبانی، خسرو منصوریان، فریدون سحابی، عزت الله سحابی، لطف ا… میثمی، سید محمد مهدی جعفری و تا حدودی علی اکبر معین فر قرار داشتند که به جریان اسلامی نزدیکتر بودند. جناح میانه رو که جناح قدرتمند و اصلی بود متشکل از مهدی بازرگان، ابراهیم یزدی، یدالله سحابی، محمد توسلی، هاشم صباغیان، عبدالعلی بازرگان، ابوالفضل حکیمی، غلامعباس توسلی، احمد صدر سید جوادی و بالاخره جناح لیبرال (راست) تشکیل شده بود از افرادی چون صادق قطب زاده، عباس امیر انتظام و حسن نزیه.

برخی از اعضای جناح تندروی نهضت آزادی و افراد مستقلی که طی اعلامیه مشترک از حسن حبیبی حمایت نمودند عبارتند از: فریدون سحابی، رضا امر اللهی، کمال خرازی، محسن سازگارا، محمد توسلی، حسین حریری، محسن صفایی فراهانی و خسرو منصوریان.

کناره گیری رقیب اصلی بنی صدر از انتخابات

چند روز قبل از انتخابات تقریباً پیروزی بنی صدر مسجل به نظر می­رسید که ناگهان خبری منتشر شد مبنی بر این که فارسی به علت ایرانی الاصل نبودن طبق قانون اساسی شرایط نامزدی برای ریاست جمهوری را ندارد. اجداد فارسی از شهر هرات افغانستان به ایران مهاجرت نموده و به رغم بسیاری جلال الدین فارسی غیر ایرانی محسوب می­شد.

جلال الدین فارسی عضو سابق نهضت آزادی، فرزند محمد علی در سال ۱۳۱۴ در مشهد به دنیا آمده بود و از شاگردان محمد تقی شریعتی (پدر دکتر شریعتی) و از همکلاسی­های دکتر علی شریعتی بود. وی پس از چندی به تهران آمد و در دانشسرای تعلیمات دینی با آیت الله طالقانی، یدالله سحابی و محمد علی رجایی به همکاری پرداخت. و در آن­جا به تدریس علوم دینی مشغول شد و در کنار آن با نهضت آزادی به همکاری پرداخت .وی پس از آن که نتوانست اعضای رده بالای نهضت آزادی را به مبارزه مسلحانه علیه حکومت متقاعد سازد ابتدا به مصر و سپس به فلسطین و لبنان مهاجرت کرد و در آنجا به مبارزه مسلحانه با رژیم صهیو نیستی مبادرت نمود و چندی قبل از پیروزی انقلاب وارد کشور شد و همراه با همکارانش در جمعیت مؤتلفه، به حزب جمهوری اسلامی پیوست. او نقش بسیار فعالی را در مجلس خبرگان دوره اول به همراه حسن آیت ایفا نمود. حجت­الاسلام ناطق نوری خود شیخ علی تهرانی را عامل طرح مسأله تابیعت جلال الدین فارسی می داند و می­گوید وی بیشتر به این جریان دامن می­زد.

سرانجام ۲۵ دی­ماه ۵۸ فارسی استعفای خود را به شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی تسلیم کرد. حزب با دادن اطلاعیه ای اعلام نمود که از هیچ نامزدی حمایت نمی­کند. در این هنگام عده ای از اعضای حزب خواهان جایگزینی حسن آیت به جای فارسی بودند اما به دلیل آن که آیت قبل از آن به نفع فارسی کنار رفته بود امکان بازگشت نداشت و از طرفی عده­ای از داخل حزب جمهوری اسلامی خواهان حمایت از حسن حبیبی نامزد غیر رسمی، نهضت آزادی بودند. به هرحال به دلیل کم بودن فرصت برای تبلیغات غیر رسمی حزب جمهوری اسلامی به این نتیجه رسید که کاندیدای جدیدی معرفی نکند. روزنامه جمهوری اسلامی که از قول حزب جمهوری اسلامی اعلام نموده بود، حزب هیچ کاندیدایی ندارد، از حسن حبیبی حمایت می­کرد. عده­ای از اعضای حزب نیز از حسن حبیبی حمایت کردند، به گونه­ای که وی به عنوان کاندید غیر رسمی حزب جمهوری اسلامی شناخته می­شد.

حامیان بنی صدر

بنی صدر ششم دی ماه ۵۸ با امام دیدار کرد و پس از این ملاقات رسماً آمادگی خود را برای نامزدی ریاست جمهوری اعلام کرد. با اعلام آمادگی وی به تدریج گروهها و شخصیت­های مطرح جامعه به حمایت از وی پرداختند. نخستین گروههایی که از وی اعلام حمایت کردند انجمن اسلامی پایگاه هوایی تبریز، عده ای از جوانان متعهد و مسلمان همایون شهر، شورای اسلامی کارکنان گروه ملی صنعتی فولاد ایران و کارکنان جمعیت شیر و خورشید سرخ سمنان بودند که نهم دی­ماه در روزنامه انقلاب اسلامی اطلاعیه های آنان درج شد. روز بعد جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بنی صدر را نامزد خود اعلام کرد. آیت الله مکارم شیرازی از اعضای جامعه این موضوع را پس از نشست شب نهم د­ی­ماه اعلام کرد. از دوازدهم دی­ماه حمایت­ها از بنی صدر فزونی گرفت. روحانیت مبارز تهران در اطلاعیه ای اعلام کرد به بنی صدر رأی خواهد داد.

در اولین روز بهمن ۵۸ و آخرین روزهای مانده به برگزاری انتخابات نیز حمایتها از بنی صدر ادامه یافت. حجت الاسلام موسی موسوی اصفهانی، جامعه روحانیت میانه، سید مجدالدین قاضی (امام جمعه دزفول)، روحانیون اردبیل، محمد علی گرامی، علی اصغر دستغیب، انجمن اسلامی وزارت امور خارجه و ابو شریف (فرمانده سپاه) از بنی صدر اعلام حمایت کردند. تعداد افراد و گروههایی که تا برگزاری انتخابات از بنی صدر اعلام حمایت کردند به ۱۱۷۹ گروه و سازمان می رسیدند. اکثر این گروهها انجمن اسلامی ها، و گروههای اسلامی بودند.

 

انصراف مسعود رجوی

اتفاق تأثیر گذار دیگر بر انتخابات انصراف مسعود رجوی  از نامزدی انتخابات بود. او به دلیل عدم شرکت در همه پرسی قانون اساسی رد صلاحیت شد، زیرا امام(ره) از جمله شرایط نامزد‌ها را دادن رأی مثبت به قانون اساسی برشمرده بود. با بررسی شناسنامه رجوی مشخص شد که در همه پرسی قانون اساسی شرکت نکرده است و در پی آن، وی با انتشار نامه‌ای خطاب به امام خمینی(ره) انصراف خود را از نامزدی انتخابات اعلام کرد. حذف سردسته مجاهدین خلق، دستمایه تبلیغاتی بنی‌صدر را فراهم ساخت تا آرای هواداران رجوی را جلب کند. بنی‌صدر در یکی از سخنرانی‌های تبلیغاتی خود گفت: «صلاحیت این افراد را چه کسی باید تشخیص دهد؟ من با حذف مسعود رجوی مخالف بوده و هستم. جای خوشوقتی است که طرفداران رجوی ایجاد تشنج نکردند و عاقلانه رفتار کردند و من از طرفداران ایشان تشکر می‌کنم».

کاندیدهای نهایی انتخابات

بنابراین در زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری رقبای بنی صدر هفت نفر بودند:حسن حبیبی، محمد مکری، صادق قطب زاده، سید احمد مدنی، صادق طباطبایی، داریوش فروهر و کاظم سامی.

نتیجه انتخابات

سرانجام انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری در ایران در پنجم بهمن۱۳۵۸ برگزار شد و ابوالحسن بنی صدر با کسب ۳۳۰/۷۰۹/۱۰ رأی و ۷۰/۷۵ درصد آرا، به عنوان اولین رئیس جمهور ایران انتخاب شد.

 

در این انتخابات تعداد واجدین شرایط برای رأی دادن ۳۹۱/۸۵۷/۲۰ نفر بود که تعداد ۶۲۲/۱۴۶/۱۴ نفر در انتخابات شرکت کردند و درصد مشارکت ۸۳/۶۷ درصد بود. نتایج انتخابات به شرح جدول زیر بود:

 

اسامی نامزدها

تعداد کل آرای مأخوذه

نسبت آراء به کل آراء

۱ـ ابوالحسن بنی صدر

۳۳۰/۷۰۹/۱۰

۷۰/۷۵%

۲ـ سید احمد مدنی

۵۵۴/۲۲۴/۲ ۷۲/۱۵%
۳ـ حسن حبیبی ۸۵۹/۶۷۴

۷۷/۴%

۴ـ داریوش فروهر

۴۷۸/۱۳۳ ۹۴/۰%

۵ـ صادق طباطبایی

۷۷۶/۱۱۴

۸۱/۰%

۶ـ کاظم سامی ۲۷۰/۸۹

۶۳/۰%

۷ـ صادق قطب‌زاده

۵۴۷/۴۸ ۳۴/۰%
آرای باطله مأخوذه ۶۹۸/۱۴۹

۰۵/۱%

سایر کاندیداها

۱۱۰/۲

۱۴/۰%

جمع ۶۲۲/۱۴۶/۱۴

۱۰۰%

 

آرای هشت کاندید ریاست جمهوری در حوزۀ شهرستان تهران بدین شرح بود: ابوالحسن بنی صدر ۱۸۳۳۱۹۷ رأی، احمد مدنی ۵۵۳۵۵۷ رأی، حسن ابراهیم حبیبی  ۹۰۲۲۸ رأی، محمد صادق طباطبایی ۲۸۶۷۶ رأی، کاظم سامی ۲۴۶۷۶ رأی، داریوش فروهر ۲۲۲۲۱ رأی، صادق قطب زاده ۱۲۲۰۷رأی، محمد مکری ۲۹۹ رأی، اما رأی دهندگان به تعدادی از افرادی که در لیست هشت کاندید نهایی انتخابات قرار نداشتند نیز رأی داده بودند که تعدادی از آنها عبارت بودند از: محمود صیرفی زاده ۱۶۹رأی، محمد صادق خلخالی ۴۵رأی، غلامرضا اربابی ۴۴رأی، احمد هریتاش ۲۸رأی، سید صادق تقوی ۳۰رأی، جانمحمد ارمیان۶ رأی، خلیل آذر۲ رأی، منوچهر اسکندری۴ رأی، محمد تقی اکبرین ۶رأی، محمد باقر باقر پورجداری سرخابی۲ رأی، رحیم بنی اسد ۱۴ رأی، محمد حسن جواهریان ۲ رأی، علی اصغر حسینیان ۴ رأی، ابوطالب زجاحی ۱۲ رأی، صادق صادق بانکی ۳ رأی، جواد ضیاء قزوینی ۸ رأی، ماشاء الله طلاجیان ۲ رأی، ضیاء الدین مجیر شیبانی ۱ رأی، محمد علی محمدی دوست ۴ رأی، سید جواد موسوی خلخالی ۱ رأی، محمد موسوی واعظ ۳ رأی، نصرالله نوظهور ۴ رأی، مهدی نیکمراد ۲ رأی، داریوش هوده کام ۴ رأی و اشخاص متفرقه ۵۲۶۵۵ رأی.

بیو گرافی اولین رئیس جمهور ایران

بنی‌صدر اولین رئیس جمهور ایران که حکم تنفیذ خود را در بیمارستان قلب تهران در تاریخ پانزدهم بهمن ماه ۱۳۵۸ از دست امام خمینی(ره) دریافت کرد، در سال ۱۳۱۲ در ده باغچه واقع در ۱۶ فرسخی همدان متولد شد. او فرزند شخصیتی روحانی به نام آیت الله نصرالله بنی‌صدر فرزند مرحوم صدرالعلماء همدانی بود. پدرش از شاگردان مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، آیت الله ضیاء الدین عراقی و آقا میرزا حسین نایینی بود. خانواده بنی‌صدر جزو مالکین این منطقه بودند که گاهی نیز از سوی حکومت وقت مسئولیت‌هایی را بر عهده می‌گرفتند.

ابوالحسن بنی‌صدر تحصیلات ابتدایی خود را در تهران و سال‌های اول تا چهارم دبیرستان را در همدان گذراند و از سال پنجم دبیرستان در مدرسه علمیه تهران به ادامه تحصیل پرداخت. در این دوران، مبارزات مردم تهران و نمایندگان مجلس به منظور ملی شدن صنعت نفت شروع شده بود. اولین فعالیت‌های سیاسی بنی‌صدر به دوران تحصیل او در تهران باز می‌گردد. او در جهت جمع‌آوری امضا برای حمایت از ملی شدن صنعت نفت در دبیرستان‌های تهران تلاش می‌کرد. بنی‌صدر در سال ۱۳۴۳ وارد دانشگاه شد و در رشته معقول و منقول دانشکده علوم دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و موفق به اخذ مدرک لیسانس گردید. دوران دانشجویی نیز وابستگی‌هایی به جبهه ملی داشت و با اعضای آن در بعضی امور مربوط به دانشگاه‌ها همکاری می‌کرد.

پس از آن به عنوان کارمند در دانشکده ادبیات استخدام شد و در یک مؤسسه تحقیقاتی زیر نظر احسان نراقی به فعالیت پرداخت. سال ۱۳۴۰ با عذرا حسینی ازدواج کرد و در همین سال برای شرکت در کنگره جهانی جوانان به اسراییل سفر کرد. در این سفر پیشنهاد بورس تحصیلی در دانشگاه‌های اسراییل را دریافت کرد که  نیازمند تأیید دولت ایران بود، اما تصمیم نهایی اتخاذ نشد و بنی صدر به ایران بازگشت و در نهایت دو سال بعد با حمایت امیر عباس هویدا برای ادامه تحصیل به فرانسه روانه شد. او طی ۱۷ سال اقامت در پاریس به تألیف مقالات و کتاب‌هایی در موضوعات اسلامی و اجتماعی پرداخت و به همراه دکتر ناصر تکمیل همایون، دبیر کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور، عضو جبهه ملی سوم نیز بود. بیشتر فعالیت‌های بنی‌صدر در پاریس فردی بود و تنها برای شرکت در سمینارها و سخنرانی‌ها از منزل خارج می‌شد. با اوج‌گیری نهضت اسلامی روابط خود را با این گروه‌ها تقویت کرد و در جلسات گروه‌های مذهبی شرکت می‌کرد و در نهایت به تشکیلات دانشجویان مسلمان خارج از کشور و انجمن‌های اسلامی پیوست. او پس از بازگشت به ایران فعالیت‌های انقلابی و مبارزاتی خود در خارج از کشور را با بزرگ‌نمایی، فراتر از همه چهره‌های سیاسی داخلی و خارجی وانمود می‌کرد. در حالی که بر مبنای خاطرات شخصی‌اش، وی اغلب اوقات خود را در پاریس و در منزلش به تنهایی، به تحقیق می‌گذراند. اما زمانی که سخنرانی‌هایش مورد توجه قرار گرفت و کتاب‌هایش در ایران به چاپ رسید، دچار احساس خود بزرگ بینی و غرور شد. او عامل شکست نهضت‌های قبلی را ناهماهنگی روشنفکران و روحانیون می‌دانست و در صدد ایجاد ارتباط میان این دو قشر بود لذا در تماس با مأمور سفارت آمریکا گفته بود: «من به آیت الله خمینی احتیاج دارم، اما او نیز به من احتیاج دارد».

پس از بازگشت به ایران سخنرانی‌های انقلابی و قدرت تأثیرگذاری بر مخاطبین او را به چهره‌ای آشنا میان دانشگاهیان و جوانان مبدل ساخت و سرانجام در اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری توانست بیشترین آراء را کسب کند و به عنوان اولین رئیس جمهور اداره امور کشور را در دست بگیرد.

منبع: سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی

برچسب‌ها, , ,